+ آموزش هیپنوتیزم
تعلق و وابستگی به جسمانیت وعادت کردن به آن ، دلیل بسیاری از مشکلات روحی یا حتی از دست دادن لذتهای بی نهایتی است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است ...لذا اولین مرحله و گام در رسیدن به عالم آرامش و در واقع رسیدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است .
تعلق و وابستگی به جسمانیت وعادت کردن به آن ، دلیل بسیاری از مشکلات روحی یا حتی از دست دادن لذتهای بی نهایتی است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است ...لذا اولین مرحله و گام در رسیدن به عالم آرامش و در واقع رسیدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است .
مقاله زیر آموزش ساده ترین نوع خود هیپنوتیزم به عنوان Relaxation ، مقدمه ای برای کنترل ذهن ، راز اصلی تمرکز قوا و حذف تنشهای غیر ضروری و زیانبار بدن است .
● مراحل یازده گانه:
۱) شروع خواب مصنوعی:
مکانی ساکت و دنج پیدا کنید ، آرام روی صندلی ای راحت بنشینید و یا در جایی نرم دراز بکشید (گذاشتن موسیقی ای آرام یا صدای طبیعت می تواند کیفیت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از ۱۰ تا ۱ به صورت معکوس بشمارید به طوریکه شماره ها یک در میان با دم و بازدم تنظیم شوند ، مثلا با شماره ۱۰ ،نفسی عمیق بکشید و ۱۵ ثانیه نگهدارید سپس با شماره ۹ بیرون دهید و همینطور الی آخر. . . در ضمن تصور کنید لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگینتر می شود.
۲) رها سازی پاها:
ابتدا پای راست خود را از انگشتانش تا کمر(یا تا زانو)در ذهن مجسم کنید . آن را احساس کنید و در ذهن خود تصور کنید که تمام اجزای آن مثل خمیر شل ، گرم و سنگین شود ؛ سنگین سنگین ،این کلمه را ۵ بار تکرار کنید ؛ وارد جزئیات شوید و سعی کنید به ترتیب عمل کنید یعنی به خود القا کنید که پای راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و... همه و همه شل ، سنگین و گرم شده اند بعد همینطور پای چپ(برای اینکار می توانید در ذهن خود ۵ بار به پاهایتان دستور بدهید که آرام سنگین و گرم شو و بگویید لحظه به لحظه پاهایم گرمتر و سنگینتر و شل تر می شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگین و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنید .)
۳) رها سازی تنه:
یک نفس نیمه عمیق و آرام بکشید و همه بدنتان را رها کنید.حالا عضلات شکم ، سینه ، سرسینه ها و پهلوها را رها کنید ؛ تصور کنید تمام قسمتهای بدنتان شل شده اند لذا این قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگین و گرم شده باور کنید ، می توانید ۵ بار ذهنی بگویید از کمر تا کتفم شل و سنگین شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر می شود .(به تصویر کشیدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده ای مثل خمیر یا هر ماده ای که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسیار کمکتان می کند)
۴) رها سازی دستها:
منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان می باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنید ،دقیقا مانند مراحل قبل ؛یعنی تصورکنید تمام اجزای دست مورد نظر شل و سنگین شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنید و ۵ بار به خود بگویید دست چپم شل و سنگین شده است ،آرام و رها .
۵) رها سازی کتفها و بازوها:
کتفها و بازوهایتان را شل ، سنگین و بدون هیچ انقباضی قرار دهید (همانطور که با اعضای قبلی رفتار کردید) ، می توانید تصور کنید همینطور که بازوهای شما سنگین، شل و گرم می شوند به تدریج مثل خمیری نرم ، روان به سوی پاهایتان در جریان است .
۶) رها سازی سر:
حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پیشانی ، گوشها ، ماهیچه های زیر چشم و موها رسیده است .تصور کنید اختیار این قسمتها دست شما نیست و همه شان شل ، گرم ، سنگین و مایع شده اند ؛ رهایشان کنید و در ذهن ببینید صورتتان آرام و آسوده شل شده است .
۷) چسباندن پلکها:
اکنون تصور کنید پلکهایتان شدیداً به هم چسبیده اند ، یعنی تصور کنید آنها را با قویترین چسب دنیا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنید که نمی توانید چشمهایتانرا باز کنید آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهایشان کنید .
۸) پاکسازی آلودگیها:
در این مرحله در ذهن و خیال خود تصور کنید هوایی زلال و شفاف (ترجیحا قابل رویت) به درون ریه هایتان می فرستید به طوریکه این هوا علاوه بر ریه ها ، به تمام سلولها و اتمهای اجزای دیگربدن نیز وارد شده و همه عضلات داخلی و ماهیچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف می کند و به همین دلیل هوای وارد شده سیاه رنگ می شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سیاه که در واقع بیماریها ، نقطه ضعفها ، ناراحتی ها و مشکلاتتان است بیرون می رود . این تنفس شامل دم پاک و بازدم سیاه رنگ را مرتب تکرار کنید و تصور کنید که با بیرون رفتن تنشها و بیماریها به صورت دود سیاه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر می شوید و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نیز کمتر می شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک می شوند و در واقع تمام سلولهای بدنتان را پاک و تمیز و جوانتر شده می بینید .
۹) افزایش کیفیت آرامش:
تصور کنید کنار دریا در ساحلی بسیار زیبا یا کنار رودخانه ای جنگلی یا در باغی سرسبز و آرام یا روی تشکی نرم و لطیف یا قایقی راحت در وسط اقیانوسی آرام زیر گرمای مطلوب خورشید ونسیم خنک پرطراوتی(و خلاصه هر مکان و فضای آرامشبخشی که بودن در آنجا را دوست دارید )دراز کشیده اید ؛ احساس کنید که نسیم دریا یا صدای آب شما را آرام و آرامتر می کند ، خورشید به صورت حرارتی مطبوع بر شما می تابد و بدنتان را نوازش و گرم می کند . حالا در ذهن بگویید لحظه به لحظه آرامتر می شوم ، دستهایم ، پاهایم ،کمرم ،سینه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگین و سنگین تر می شوند .دست چپم ، سنگین شده سنگین سنگین ، دست راستم شل و آرام شده سنگین سنگین ، گرم گرم ؛ هر نفسی که می کشم مشکلات ، تنشها ،بیماریها و انقباضها از بدنم حذف میشود و من آرام و راحتم ، پاهایم ، سینه ام و سرم سنگین و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و امیدوار .(دقت کنید که تکرار این کلمات و تصور کردن دوباره اجزای بدن به صورتی آرام در افزایش کیفت آرامش شما بسیار مهم است).
۱۰) تلقین خواسته ها:
این مرحله ، مرحله تلقین دقیقتر آمال است ؛ هر چه می خواهید و هر آرزوئی که دارید به صورت جمله ای کوتاه در ذهن خود بیان کنید مثلا بگوئید من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر می شوم یا من در درسها یا کارم موفق هستم ،یا من ثروتمندم ،یا من سالمم . حتما این جملات را به زبان حال (نه اینکه از این به بعد می خواهم باشم)و با ساختاری مثبت بیان کنید (ا زکلمات منفی و کلمه نه خودداری کنید) . جملات را چندین بار تکرار کنید و تصور کنید که به هدف خود رسیده اید .دوستان را ببینید که برایتان شادمانی می کنند ، صداها را بشنوید که به شما تبریک می گویند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده می بوسند و موفقیتتان را تبریک میگویند ، احساس بسیار بسیار خوبی دارید .خوش به حالتان.
۱۱) بیدار شدن از خواب مصنوعی:
آرام آرام از ۱ تا ۱۰ بشمارید ، با هر شماره تنفس را تندتر کنید کوتاه و سریع ، و به خود بگویید وقتی به ۱۰ رسیدم چشمهایم را باز می کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژی . انگشتان پای راست را تکان بدهید ، آنگاه انگشتان پای چپ ،ساق پای راست و ساق پای چپ ؛رانها را به حرکت درآورید ؛ پاها را بالا بیاورید ؛ دستهایتان را تکان دهید ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنید ، تکان بخورید ، شاد و سر حال چشمها را باز کنید و بعد از ۳۰ ثانیه بنشینید با این عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال می کنید .( تذکر مهم اینکه در مرحله ۱۱ حتما با تلقین معکوس ، حالت سنگینی و کرختی بدنتان را حذف کنید مثلا بگویید پای چپم سبک شده ، دمایش عالیست و راحتم ، همچنین حتما تلقین کنید من بعد از بیداری شاد و سرحال و پر انرژی می شوم ، تمام اعضای بدنم در حالت عادی راحتتر و پر انرژی اند.)
● نکاتی بیشتر:
▪ تقسیم کردن بدن به اجزای بیشتربدین منظور است که عمل تن آرامی به آسانی امکانپذیر شود .زیرا مغز فرمانهای جزئی را سریعتر از فرمانهای کلی به اجرا می گذارد . پس بدن خود را قسمت به قسمت شل کنید تا به مرحله مفید و موثر تن آرامی برسید.
▪ مثالها ، ترتیب و جملاتی که در این مراحل آورده شده بود بی شک ثابت نیستند ؛ بخصوص در مراحل ۸ ،۹ و ۱۰ تا آنجا که می توانید قوه تخیلتان را به کار بگیرد .طبیعتا پس از انجام یکی دو بار می توانید متناسب سیستم روحی ، جسمی و نیازهای خود آنها را تغییر دهید و سعی کنید تمام مراحل را برای خود سفارشی(Customize)کنید .
▪ با توجه به تکنیکهای NAC (علم تداعی عصبی شرطی ) در ابتدای مرحله ۱۱ که شروع به برگشت به حالت عادی می کنید در ذهن خود تصور کنید مثلا دست چپتان را مشت کرده اید . بعدها در مواقع ضروری ، هر وقت و هر جا ، در جمع ، ماشین و محیطی شلوغ یا پرتنش که شما این کار یعنی مشت کردن دست چپتان را انجام دهید و چشمهایتان را ببندید ، بلافاصله احساس آرامش می کنید و امواج آلفا ، مغز شما را شاد می کنند.
▪ در ضمن ذکر این نکته نیز لازم است که منظور از گفتن فلان جمله در مراحل مذکور آن نیست که آنها را به زبان بیاورید بلکه باید طوری بیان و احساس شود که کل وجود شما جملات مورد نظر را فریاد کند.
▪ می توانید جملات مورد نظر را با تنظیم زمانبندی مناسب ،همراه موسیقی ای ملایم بر روی یک نوار کاست ذخیره کرده و از آن در حین انجام دادن مراحل استفاده کنید .
▪ مسلما رفتن به حالت Relaxation و اعمال مشابه برای عوض کردن اجتماع یا آدمهای اطرافتان نیست بلکه روشی است تا شما را با روحتان آشتی دهد و قدرتهای نامتناهی ای که خداوند متعال در اختیارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا بوسیله آنها بتوانید در برابر محیط ، موقعیتها ، فرصتها و افراد پیرامونتان بهترین تصمیم و عکس العمل را به کا بندید ...
پارسی طب
+ مشاوره خانواده وازدواج
مشاوره خانواده وازدواج
حل اختلافات زناشویی
راهنمایی زوج های جوان
(پذیرش همه روزه باهماهنگی قبلی)
کرج:چهارراه طالقانی.کوی یادگاری.
ساختمان پزشکان ممتاز.طبقه سوم.واحدمشاوره
تلفن:۰۲۶۱۲۲۶۴۷۱۴
+ تستهای تشخیصی روانشناسی آماده اجرا
تستهای تشخیصی روانشناسی آماده اجرا
بنام خدا
تستهای آماده اجرا
1)سنجش اختلال رفتاری درکودکانROTTER
2)مفهوم خویشتنBECK
3)تست افسردگیBDI
4)تست هوش وکسلرفرم بزرگسالانWAISE_R
5)تست هوش وکسلرفرم کودکانWISC_R
6)تست هوش وکسلرفرم خردسالانWEPPSI
7)تست اضطراب کتلCATTELE
8)سنجش هوش عقب مانده گان ذهنیSLOWSEN
9)مقیاس سازگاری توماس هلمز
10)مقیاس سازگاری زناشوییENRICH
11)تست هوش ریون فرم بزرگسالان
12)تست هوش ریون فرم کودکان
13)تست رغبت سنج شغلی گوکلن
14)تست رغبت سنج شغلی جان هالند
15)تست شخصیتی نوجوانان آیزنک
16)تست هوش عملی کودکان ونوجوانانKOHS
17)تست خودپنداره راجرز
18)تست شخصیتی ساکس
19)مقیاس سنجش عشق
20)تست شخصیتMMPI
21) آزمون گودیناف
22)کارت آزمون بندرگشتالت با راهنمای اجرا و تفسیر
23)آزمون رشد اجتماعی واینلند
24)آزمون اندریافت موضوع (T.A.T)
25)آزمون اندریافت کودکان (C.A.T)
26)آزمون عزت نفس کوپراسمیت
27)پرسشنامه شخصیتی کالیفرنیا 480 سوالی ( CPI )
28)پرسشنامه درونگرایی و برونگرایی
29)آزمون حافظه وکسلر (W.M.S)
30)آزمون حافظه عددی و کلامی
31)آزمون حافظه بینایی کیم کارد
33)آزمون آندره ری همراه کارت ها
34)پرسشنامه شخصیتی روان نژندی (KNPI)
35)پرسشنامه شخصیتی آیزنک(تجدیدنظرشده)فرم کوتاه
+ راستی چرا چنین است؟
راستی چرا چنین است؟
· غربی ها سالها تلاش می کنند و نرم افزار تهیه می کنند ولی ما حاضر بخرید رسمی آن نیستیم و در عوض قفل آنرا می شکنیم و به این کار خود افتخار هم میکنیم. همین روش در مورد افست کتاب های خارجی نیز صادق است.
· ساعتها در صف دریافت چند پاکت شیرسوبسیدی می ایستیم، آنهم با تفاوت قیمتی نا چیز با شیر آزاد، ولی تحمل یک ثانیه دیر حرکت کردن راننده جلویمان را پشت چراغ راهنمایی نداریم.
· در رستوران برای پرداخت صورت حساب بشدت تعارف می کنیم تا جایی که ممکن است کار به نزاع بکشد، ولی در اولین فرصت میهمانمان را متهم به گدا صفتی می کنیم.
· غربی ها سالها تلاش می کنند و خودرو طراحی می کنند، ولی ما آنرا، با حذف تعدادی از تجهیزاتش،ساده میسازیم و می فروشیم.
· غربی ها به قانون احترام می گذارند، ولی ما از قانون می گریزیم.
· در غرب هنگامی که مدارس تعطیل میشوند دانش آموزان ناراحت می شوند، اما در ایران دانش آموزان از شادی کیف هایشان را به هوا پرت می کنند.
· غربی ها به دانشگاه می روند تا دانش بیاموزند، ما میرویم که مدرک بگیریم.
· غربی ها کارها را به شیوه علمی انجام میدهند، ما به شیوه استاد کاری و کد خدا منشی.
· در ایران فارغ التحصیلان مدیریت و علوم سیاسی غالبا" بیکارند، اما در عوض سیاستمداران و مدیران کشور همه پزشک، مهندس، روحانی و یا بنحوی کارشناسان رشته های دیگرند.
· چرا آخرین روایت های نرم افزارها را بلا فاصله روی رایانه هایمان نصب می کنیم ولی هر گز به دنبال استفاده از آن قابلیت جدید نیستیم؟
· غربی ها خدمت نظام وظیفه را امری ملی و مقدس می دانند، ما آنرا زور گویی. در قدیم عوام به خدمت نظام وظیفه می گفتند « اجباری»
· اگر کسی به «ناموسمان» نگاهی چپ بیندازد می خواهیم شکمش را پاره کنیم، اما براحتی ناموس دیگران را ورانداز میکنیم.
· از غالب کردن اجناس قلابی و مواد فاسد به دیگران لذت می بریم.
· چرا غالبا" تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم؟
· چرا غالبا" به دستور پزشک تمام دارویمان را مصرف نمی کنیم و به مجردی که « احساس» بهبودی کردیم مصرف دارو را قطع می کنیم؟
· چرا جراحان ایران برخلاف تعرفه های رسمی مبلغ کلانی از بیمار جداگانه دریافت می کنند؟
· تقریبا" پنجاه سال است که تیراژ کتاب های غیر درسی در ایران بین 2000 تا 3500باقیمانده است. راستی مگر جمعیت ایران در این مدت ثابت بوده است؟
· اکثر تعمیر گاه ها و مغازه دار ها پیاده رو و خیابان را محل کسب و کار خود می دانند و مامور شهرداری هم مدام بدنبال جریمه برای « سد معبر » است.
· بخشی از فضای منزل را به مبل و میز نهار خوری اختصاص میدهیم ولی روی زمین می نشینیم و توی سفره غذا می خوریم.
· سالها اشیاء دست دوم منزل را در انبار نگه می داریم و از آنها استفاده نمی کنیم، ولی حاضر به بخشیدن آن به افراد مستحق نیستیم.
· در هر شرایطی منافع شخصی را به منافع جمع ترجیح میدهیم.
· یک عمر از ترس نداری گدا زندگی می کنیم.
· برآیند کار دو نفر همیشه کمتر از دو است.
· بسیاری از مردم وقتی دستگاهی را می خرند قبل از خواندن دستور کاربری آن، آنرا روشن و با سعی و خطا سعی می کنند طرز کار آنرا یاد بگیرند و انگار مشغول «کشف» طرز کار آن هستند!؟
· با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
· اگر پزشکی به ما داروی زیاد ندهد یا اگر هیچ دارو ندهد، می گوییم بی سواد است و دیگر به او مراجعه نمی کنیم.
· هر کجا صف است فکر می کنیم خیرات است.
· فکر می کنیم مالیات پول زور است، ولی هنگامی که خودرو ما به چاله های خیابان می افتد به دولت ناسزا می گوییم.
· هنگامی که پلیس ما را جریمه می کند او را نامرد خطاب می کنیم، ولی رانندگان متخلف دیگر را ناسزا گفته و سراغ پلیس می گردیم.
· بسیاری از مردم بهنگام گردشگری دوست دارند میوه های روی درخت باغ های دیگران را بچینند، در حالیکه مقدار زیادی میوه همراه خود دارند.
· چرا به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم؟
· چرا حجم غذا برای غالب ایرانی ها مهم تر از کیفیت آن است؟
· چرا ده ها سال است که در آشپزی ایرانی تحولی پیدا نشده؟
· بیشتر نواقص را می بینیم، ولی در رفع نواقص ناتوانیم.
· چرا در میهمانی، ظاهر سازی جای واقعیت را می گیرد؟
· منافع زود گذر را به منافع پایداری که دیرتر بدست آید ترجیح می دهیم.
· در هر کاری اظهار فضل می کنیم و از گفتن نمی دانم شرم داریم.
· کلمه من را بیش از ما بکار می بریم.
· دایما" از حاکمیت انتقاد می کنیم، ولی فراموش می کنیم آنها هم مثل خود ما هستند و نمی پرسیم که اگر به جای آنها بودیم چکار می توانستیم بکنیم.
· در شهر ها خسارتی که چاله ها و دست انداز ها به خودروها وارد میکنند چند هزار برابر هزینه رفع آنها است ولی مدتها آنها را بحال خود رها می کنند.
· دریچه نگهداری خطوط تلفن، پنجره های فاضلاب و امثالهم همیشه یا پائین تر و یا بالا تر از سطح اسفالت خیابان است.
· غالبا" مهارت را به دانش ترجیح میدهیم.
· بیشتر در گذشته بسر میبریم تا جایی که آینده را فراموش می کنیم.
· عقب افتادگیمان را بگردن کشورهای قدرتمند و توطئه آنها می اندازیم، ولی برای جبران آن قدمی بر نمی داریم.
· دایما" دیگران را نصیحت می کنیم، ولی خودمان به آنها عمل نمی کنیم.
· هنگامیکه به هدفمان نمی رسیم آنرا به حساب نصیب و قسمت یا سرنوشت و بدبیاری می گذاریم ولی هرگز به تجزیه و تحلیل علل آن نمی پردازیم.
· همیشه اخرین تصمیم را در دقیقه نود می گیریم.
· بروایت روزنامه همشهری مورخ 22/1/83 ایران دارای رتبه نخست تصادف در دنیا است.
· در ایران موتور سیکلت خودرو خانوادگی است و می شود تا شش نفر هم سوار آن بشوند!
· تقریبا" تمام اختراع ها و اکتشاف های دنیا بدست غربی ها انجام شده است، ولی ما در آن سهمی نداریم.
· هنر در ایران در حدی بسیار سطحی باقی مانده و به ساحت زیبائی شناسی ارتقاع نیافته است، ولی در غرب زیبائی شناسی خود دانشی عظیم شد و در طیفی وسیع رشد کرده است.
· با وجود اینکه می دانیم اغلب برندگان جوایز المپیاد های دانش سر از خارج در می آورند ولی کاری نمی کنیم و همچنان به برنده شدن افتخار می کنیم.
· اعداد ، علم جبر، باروت و شاید خیلی چیزهای دیگر را ما شرقی ها خلق کردیم، ولی آنها استفاده وسیعی کردند، و ما در همان ابتدای کار ماندیم.
· کشوری با سیصد سال تاریخ قادر است کشور عراق را با پنج هزار سال تاریخ در کمتر از یکماه اشغال کند.
· در ایران به مجردی که کمی برف می آید بلافاصله مدارس تعطیل می گردد، حتما" در کانادا، روسیه و کشور سوئد مدارس بیشتر سال تعطیل است!
· گرانترین ظروف منزل را برای نمایش در ویترین می گذاریم و هر گز از آنها استفاده نمی کنیم.
· ما اساسا" قادر به تئوریزاسیون پدیدار ها نیستیم و طریقه کشف قانونمندی های طبیعت را نمی دانیم، ولی غربی ها بنیاد تفکرشان بر این اساس شکل گرفته است.
· چرا یک ایرانی در کانادا یا آمریکا به سرعت پیشرفت می کند، ولی هموطنان او در ایران در حال درجا زدن هستند؟
· غربی ها اطلاعات متعارف خود را روی شبکه اینترت در دسترس عموم قرار می دهند، ولی ما آنها را برداشته و از همکارمان پنهان میکنیم.
· مرده هایمان را بیش از زنده ها یمان احترام می گذاریم.
· تارخ ایران را عمدتا" بر اساس منابع غربی نوشته اند.
· مهم ترین اکتشافات باستانی ما بدست غربی ها انجام گرفته است.
· غربی ها ما را بهتر از خودمان می شناسند.
· معماری ساختمان هایمان از داخل دل می برند و از بیرون زهره.
· اگر بهترین سیستم تهویه را در محل کارمان داشته باشیم و بیرون از ساختمان هوا بشدت آلوده باشد، باز پنجره اطاق کارمان را باز میکنیم.
· چرا در ایران کوزه گر با کوزه شکسته آب می خورد؟
· چرا به مراسم عزاداری بدون دعوت می رویم، ولی برای مراسم عروسی باید دعوتمان کنند؟
· چرا در ایران اغلب خانم ها یک لباس را دو بار در مهمانی تکرار شده ای نمی پوشند؟
· چرا در ایران اغلب خانم ها پول خرج کردن شوهرشان را برای آنها، دلیل علاقه می دانند؟
· چرا در ایران اغلب خانم ها به هنگام راه رفتن در محل های عمومی رفتار طبیعی ندارند و طوری وانمود می کنند که همه نگاه ها متوجه آنها است؟
· چرا اغلب خانم ها ی ایرانی اضافه وزن دارند، ولی در مهمانی ها تظاهر به رژیم لاغری می کنند؟
· در غرب دختران جوان آرایش نمی کنند و آرایش خاص پیر زنها است، ولی در ایران عکس این جریان دارد.
· در غرب کارمندان بعد از بازنشستگی به گشت و گذار می پردازند، ولی در ایران گوشه نشین و افسرده می شوند.
· در ایران، خودروهای چهل پنجاه سال پیش را استفاده می کنند، ولی در غرب هر خودرو بعد از معمولا" پنج سال به قبرستان می رود.
· چرا صبر می کنیم تا وسیله مورد استفاده مان خراب شود بعد به فکر رفع نقص آن می افتیم، در حالیکه در دستورالعمل نگهداری آن قید شده که بعد از گذشت زمان معینی باید مورد بازدید قرار بگیرد؟
· چرا فکر میکنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه مان بیمه می کنیم؟
· چرا می گوئیم مرغ همسایه غاز است؟
· چرا انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم کسی که عیب ما را به ما بگوید بدخواه ما است؟
· چرا چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم؟
· چرا عده ای جنس ارزان و با کیفیت پایین را به جنس گران و با کیفیت بالا ترجیح می دهند؟
· چرا به هنگام مدیریت در سازمانی زور را به درایت ترجیح می دهیم؟
· چرا پزشک های ما مدارک تحصیلی خود را قاب می کنند و در مطب روی دیوار در معرض دید عموم قرار می دهند؟
· چرا وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم؟
· چرا در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین «حساب» ببرند، بعوض اینکه به آنها احترام بگذارند؟
· چرا غالبا" در ادارات چشم دیدن کارمند جدید را نداریم؟
· چرا فکر می کنیم اگر کارمند جدید کار ما را یاد بگیرد ما از کار بیکار میشویم؟
· چرا بعوض تلاش برای ارتقاء شایستگی خودمان، سعی می کنیم افراد شایسته را خراب کنیم؟
· چرا هنگامی که مدیر یا سرپرست می شویم فکر می کنیم بقیه باید از ما «حساب» ببرند؟
· چرا گربه را باید دم در حجله کشت؟
· چرا غالبا" رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم؟
· چرا تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است؟
· چرا غیبت از دیگران برایمان کاری عادی است؟
· چرا غالبا" افراد چاپلوس موقعیت بهتری در ادارات دارند؟
· چرا با رشوه دادن کارها سریع تر انجام میشود؟
· در غرب تمام سوابق افراد در بانک های اطلاعاتی موجود است، در ایران بسیاری از افراد هنوز شناسنامه ندارند.
· چرا اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی، کابل کشی و غیره صد جای آنرا خراب می کنیم؟
· در ایران حلبی ساز کار تهویه، آهنگر کار اسکلت فلزی ، لوله کش کار تاسیسات و سیم کش کار برقی انجام می دهد، در حالی که صدها آموزشگاه ودانشگاه فنی داریم.
· چرا وعده دادن و عمل نکردن عادتی عمومی شده است؟
· چرا قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از آن خود را حتی سرزنش هم نمی کنیم؟
· چرا شانس در زندگی ما اینقدر جای مهمی دارد؟
· چرا سعی می کنیم سود بیشتر را با کم فروشی، کاهش کیفیت و تقلب بدست آوریم، بعوض ارایه کیفیت و خدمات بهتر؟ آیا شعار کسب و کار ما این است: اصل بر نارضایتی مشتری است!
· در غرب ماهیگیری یک تفریح است، اما در ایران اگر محیط زیست جلویشان را نگیرد دمار از روزگار ماهی ها در می آورند.
· راستی استاندارد در این کشور چه جایگاهی دارد؟ جایش در کتابخانه ها است، توی قاب عکس ها است یا در دست کاربران است؟
· چرا فروشندگان ایرانی به مرغ آب می بندند، آیا جنبه بهداشتی دارد یا سود جویی؟
· آیا یک دامدار ایرانی حاضر است گاوی را که یک میلیون تومان می ارزد و به علت بیماری جان داده معدوم نماید و گوشت آنرا نفروشد؟
· چرارفتگرهای شهرداری از جوی آب برای انتقال زباله استفاده می کنند؟
· چرا قصاب با همان دستی که پول می شمارد گوشت هم خرد می کند؟
· چرا هنگامی که در غرب بیشتر معاملات کوچک و بزرگ با کارت اعتباری انجام میشود، در ایران اکثر معاملات نقدی است؟
· چرا همیشه ماهی را با شکم پر می فروشند در حالیکه در غرب شکم ماهی را بعد از صید بلافاصله خالی می کنند؟
· چرا میوه فروش میوه های معیوب را لابلای میوه های سالم پنهان می کند و از فروش آن ( گول زدن مشتری) لذت می برد؟
· چرا رفتگرهای شهرداری علاوه بر دریافت حقوق ماهیانه از شهروندان در خواست «ماهیانه» می کنند؟
· چرا فاضلاب را برای آبیاری کشاورزی استفاده می کنیم؟
· چرا هنگامی که می خواهیم قطعه ای را روی دستگاهی سوار کنیم و جانمی رود بلا فاصله به زور متوسل میشویم؟ و یا دستگاهی که کار نمی کند را با مشت و لگد به جانش می افتیم؟ و این در شرایطی است که همه گونه دستورالعمل کنترل و عیب یابی وجود دارد. راستی اگر چنین رفتاری با یک هواپیمای مسافر بری بشود چه فجایعی پیش خواهد آمد
+ روانشناسی رنگها
رنگها بر نیازهای روحی-روانی، شرایط یادگیری، کنترل رفتارهای خشمگینانه، احساسات، درمان افسردگی و
اختلالات یادگیری و سطح انرژی اثر دارند.رنگها در کنترل نبض، تپش قلب، فشار خون، اشتها و حتی خواب مفید هستند و همچنین در درمان بیماریهایی مثل میگرن، سرطان، اعتیاد و امراض پوستی و حتی تومورهای مغزی اثر دارند.
رنگها در هر جا از دنیا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معانی متفاوت و حتی متضاد دارند.برای مثال سفید در کشوری مثل ایران نشان شادی، پاکدامنی است و برای مراسم جشن و عروسی استفاده می شود، در حالیکه در کشوری دیگر نشان روحانیت است و در مراسم عزاداری کاربرد دارد.
شاید تا به حال از خودتان پرسیده باشید که چرا کشتی و یا هواپیمای سیاه نداریم؟و یا چرا هیچ جعبه شکلاتی سبز نیست؟شاید در این مطلب جوابهایتان را پیدا کنید.
متأسفانه به دلیل جذابیت روانشناسی رنگها، این شاخه از علم مورد سوء استفاده قرار گرفته است.در هر سایت، مجله، روزنامه و یا وبلاگی از این مطالب زیاد دیده می شود ولی درست یا غلط بودنشان مشخص نیست.
پروفسور لوشر از دانشمندانی است که حدود بیست سال و اندی در این مورد تحقیق کرده است.
حال بد نیست از نظر این محقق در مورد روانشناسی رنگها برای بعضی از رنگهای پر طرفدار نگاهی بیاندازیم.
پروفسور لوشر می گوید:
سیاه:
سیاه رنگی مطلق است که در فراسوی آن، زندگی تمام می شود.سیاه یعنی نه، که نشانه ای از ترک عشق و انصراف از فعالیتهای جمعی است.به معنی نیستی، ناامیدی به آینده و سکوتی ابدی است و حس سنگینی را به افراد القا می کند.تأثیر خوبی بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفی دارد.دوستداران رنگ سیاه معمولا" خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضی اند.اگر ناراضی نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار می کنند.اگر انکار نکنند هم ناراضی اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار می کنند اما احتمالا" خودشان هم خبر ندارند.
طرفداران سیاه زیاد هم ناامید نشوند چون از طرفی دیگر سیاه نمادی از آبرومندی و شرافت است(دیده اید ماشین های شیک و کلاس بالا معمولا" سیاه و براقند).
قهوه ای:
آدمهای قهوه ای را بدون قسم خوردن می توان باور کرد، یعنی حرفشان سند است.اما طرفداران این رنگ معمولا" آواره اند(جالب است بدانید که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ جهانی دوم، قهوه ای بوده است).قهوه ایها یا یک بیماری جسمی جدی دارند و یا مشکلی که به نظر آنها غیر قابل حل است، پس این افراد از نظر جسمی و روحی در خطرند.
خاکستری:
خاکستری را در کهنسالان و خانه سالمندان باید پیدا کرد.این افراد معمولا" غمگینند و محافظه کار و حتی اگر آهنگی گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگین است(مثلا" مثل اینکه ایرانیها داریوش گوش کنند)، مثل اینکه به آنها گفته اند خوشی بی خوشی.
قرمز:
قرمز پسندها پر از شوق زندگی، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سروصدا هستند.ظاهرا" نیرویشان تمام نشدنی است، خوب مشت می زنند و کتک خورهای خوبی هم هستند.در مجموع و خلاصه اینکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزایش نبض و فشار خون می شود.(هر چی باشه پرسپولیسه دیگه)
آبی:
آبیها خلاقند و همیشه فکرهای تازه می کنند، مورد احترام، آرام و دوست داشتنی هستند و احساساتشان را خوب کنترل می کنند.عاشق تنهایی، احساساتی و ملایم اند.نماد ابدیت و عمق و کمال گرایی است.از ویژگیهای افراد آبی دوست صلح، مهربانی و هماهنگی است.(طرفداران آبی به خودشون نگیرند، همیشه و همه جا استثنا هست).این رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون می شود.
سبز:
آدمهای سبز مذهبی اند.در انجمنهای خیریه یا بیمارستان یافت می شوند!!!مضطرب و انعطاف پذیرند.اگر دنبال شریک(البته شریک تجاری نه زندگی) می گردید سعی کنید سبز باشد(نه اینکه رنگ پوستش سبزه باشد).رنگی مقدس است.سبزها اصلاح گرند و بسیار علاقه به نصیحت کردن دارند.کوشش و پشتکار عجیبی دارند.
زرد:
آدمهای زرد بر خلاف نظر عموم بیمار و رنجور نیستند و منتظر خوشبختیهای بزرگند.آرام و قرار ندارند.توسعه طلب و اهل اختراعند.گاهی حسود و معمولا" بلند پرواز.
بنفش:
بنفش دوستها صمیمی و حساسند وذوق عارفانه دارند.گاهی آنقدر صمیمی می شوند که قضاوت و تصمیم درست نمی توانند بگیرند.
نارنجی:
نارنجی پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهای دور و درازند.
ارغوانی:
ارغوانی ها پایشان روی زمین است و سر و فکرشان در ابرها پرواز می کند(البته فکر بد نکنید!!).عاشق دین و عرفان اند.اندیشمند و عاشق مناظره و اثبات حقایق، اما هنوز معلوم نیست که چرا یک دفعه از این رو به آن رو می شوند و بنابراین اصلا" به فکر پیش بینی آنها نباشید.
تغییر رنگ محبوب با گذشت زمان امری طبیعی است اما اگر ناگهانی باشد خطرناک و بحث برانگیز و عجیب است.
+ راهنمایی زوج های جوان
مشاوره خانواده وازدواج
حل اختلافات زناشویی
راهنمایی زوج های جوان
(پذیرش همه روزه باهماهنگی قبلی)
کرج:چهارراه طالقانی.کوی یادگاری.ساختمان پزشکان ممتاز.طبقه سوم.واحدمشاوره
تلفن:۰۲۶۱۲۲۶۴۷۱۴
همراه:۰۹۱۲۵۶۵۳۲۴۰
+ نرم افزار روان
نرم افزار روان
برای بهره بری از کامپیوتر نیاز به نرم افزارهای سازگار با آن داریم. میزان بهره برداری ما از رایانه به مهارت ما نسبت به این نرم افزارها و تعداد آنها دارد.
اگرچه در کشور ما ایران مرسوم است که افراد هزینه های زیادی برای سخت افزارها می پردازند، اما بهره برداری از رایانه به لحاظ نا آشنایی افراد با نرم افزارها بسیار کم است.
این مسئله در مورد شخص خودمان نیز صادق است. اگر مسائل فیزیولوژی ، جسمانی و پزشکی را به سخت افزار تشبیه کنیم و تفکر، احساس ، رفتار و روان آدمی را به نرم افزارهای انسانی مانند کنیم، متوجه می شویم که در مورد خودمان نیز در امر سخت افزار دست و دل باز می شویم. اما نسبت به نرم افزار وجودمان ( روان خود ) بسیار کم اهمیت بوده و خسیس هستیم.
اغلب ما برای یک سرماخوردگی ساده ساعتها وقت، و هزارها تومان هزینه کرده و نگرانی شدیدی نسبت به جسم خود بروز می دهیم. لیکن وقتی به مسائل روانی می رسیم ، نه به آن فکر می کنیم ، نه به متخصص احساس نیاز می کنیم، نه هزینه می کنیم، نه بررسی می کنیم ، نه مطالعه می کنیم، نه اینکه در تغییر وضعیت کوششی می کنیم.
در ذیل به مثالهای در مورد نرم افزارهای روان آدمی توجه کنیم:
- چگونه حالات زن باردار بر جنین اش اثر می گذارد؟ چه تاثیراتی را جنین از محیط می گیرد؟!
- چگونه با نوزاد باید رفتار شود ، چگونه به گرسنگی، بیماری و گریه نوزاد عکس العمل نشان دهیم تا کودک وابسته ناایمن نشود؟!
- چگونه نونهالان اجتماعی می شوند؟!
- چگونه رفتار مطلوب و نامطلوب در کودکان شکل می گیرد؟!
- چگونه استعدادهای کودکان کشف شده و به فعلیت می رسد؟!
- سرنخهای نابهنجاری در رفتار کودکان چه هستند؟!
- چه چیزی موجب وابستگی کودکان شده و چگونه تشدید می شوند؟!
- چگونه عادتهای مطالعه، شیوه تفکر و حل مسئله ، خلاقیت و ابتکار در فرزندانمان شکل می گیرد؟!
- مهارتهای همدلی، مهارتهای هم حسی، مهارتهای ارتباطی و مهارتهای اجتماعی به چه ترتیب در ذهن کودکان ما نهادینه می شود؟!
- اضطراب، افسردگی، عدم اعتماد به نفس، خودنجوری و زودرنجی ، لجبازی و وسواس چگونه در کودکان شروع می شود، و چگونه استمرار یافته یا تشدید می گردد؟!
- در دوران نوجوانی و بلوغ ، نوجوانان چگونه با بحران هویت مواجه می شوند؟!
- احساس مسئولیت ، انتخاب و کنترل هیجانات و احساسات در نوجوانان چگونه آموزش دارده می شود؟!
- در شکل گیری شخصیت ، شکل دادن به رشته تحصیلی و شغلی و ابراز علاقه های عاطفی، چه کسی به جوانان یاری می رسانند؟!
- به هنگام ازدواج از کجا شروع کنیم؟ چگونه به جنس مخالف اعتماد کنیم؟
در مورد ظرافتهای حاکم در مورد ارتباط دختر و پسر چه می دانیم؟!
- راههای شناخت همسر چیست؟ چه معیارهایی مهم هستند؟ این معیارها چگونه ارزیابی می شوند؟ چه مسائلی مانع و آفت ارتباط می شوند؟ تاثیر سن و اختلاف سنی در ازدواج چگونه است؟ تفاهم و تشابه اعتقادی ، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی، فکری و روانی تا چه میزان در ازدواج اهمیت دارد و موثر است؟
- چگونه از روز مرگی زندگی جلوگیری کنیم؟ و چگونه عشق در در زندگی هر روز تازه تر و افزاینده نمائیم؟
- رابطه با همکاران، فامیل ، دوستان و ... ، را چگونه تنظیم کنیم؟
- شکست عاطفی خود را در عشق چگونه توجیه کنیم و چگونه آنرا تسکین دهیم.
- خیانت همسران چه نقشی در زندگی خانواده دارد، چگونه آنرا تشخیص دهیم و درمان کنیم؟
- چگونه وابستگی شوهر به خانواده اش و وابستگی زن به خانواده اش روی زندگی خانوادگی آنها تاثیر می گذارد؟ چگونه باید کنترل و درمان کرد؟
- دخالت های مادر شوهر ، مادر زن ، پدر شوهر و پدر زن را چگونه کنترل کنیم؟
- با مشکلات مزمن و حاد غیر قابل تغییر مثل عقب ماندگی ذهنی کودکان، بیماری لاعلاج عزیزانمان مثل سرطان و ... چگونه سازگاری کنیم وکنار بیاییم؟
- رابطه پرخاشگرانه والدین با کودکان، نقش اعتیاد پدر در زندگی و نحوه ارتباط والدین با مربیان مهدکودک و مدرسه فرزندانشان چه تاثیری بر سرنوشت فرزندان دارد؟
- اختلالات روانی مثل اختلالات جنسی، اختلال وسواس اجباری، اختلال شخصیت ، اختلالات خلقی و ... .چگونه درمان کنیم؟
- چگونه با سالمندان ، پدر بزرگ ، مادر بزرگ تعامل داشته باشیم ، با رفتارهای آنها چگونه کنار بیاییم و چگونه خواستهای آنها را برآورده سازیم؟
- داغ عزیزانمان را چه کنیم؟ با مرگهای ناگهانی چگونه کنار بیاییم.
و هزاران هزار مسئله از این دست ، مربوط به نرم افزار روان آدمی می شود.
واقعا ما چقدر در زمینه این نرم افزارهای انسانی تخصص و دانش داریم و تا چه اندازه از نظرات مشاوران ، روانشناسان ، روانپزشکان و کارشناسان استفاده می کنیم.
وقتی در حوزه های مختلف زندگی با مسائلی شبیه مشکلات عنوان شده در بالا مواجه می شویم چگونه منطقی فکر می کنیم و چگونه به احساسات و عاطفه خود بهاء می دهیم. آیا به اندازه ای که برای چکه کردن شیر آب به متخصص فکر می کنیم در مورد اساسی ترین مسائل انسانی، نیاز به تدبیر و بررسی و مشاوره را بررسی کرده ایم؟
هم اکنون چند دقیقه روی مطالب بالا تعمق فرمائید ببینید شما چقدر به سخت افزار وجودتان اهمیت می دهید و چقدر به نرم افزارهای روان خود می اندیشید و هزینه می کنید؟
فراموش نکنیم ، کیفیت زندگی ما در تعامل مستقیم جسم و روان ما شکل می گیرد و بی توجهی به هر یک مستقیما روی دیگری تاثیر منفی می گذارد. بیماری های روان تنی و دردهای عصبی نمونه ای از تاثیر روان روی جسم ماست. و ناراحتی های روانی ناشی از بیماریهای لاعلاج و جسمی نیز نمونه برجسته ای از تاثیر جسم روی روان است.
بیاییم تصمیم بگیریم ، سیستم منحصر به فرد وجودمان که از جسم و روان تشکیل شده است را قدر بدانیم و روان را فدای جسم ، و جسم را فدای روان نسازیم. و در دوره محدود زندگی خود با ایجاد تعادل در همه ابعاد وجود عزیزمان ، نهایت بهره برداری را ا زاین نعمت عظیم داشته باشیم. به خاطر داشته باشیم که ما همان نسانی هستیم که خداوند حکیم متعال به هنگام خلق کردن ما ، تابلو تبارک الله احسن الخالقین را به هستی نشان می دهد.
+ شعر
در دست زنان آسمان است
در دست شما سنگریزهها، برف.
در قلب زنان ترنم باران موج میزند
در قلب شما گردباد، توفانها.
در کفش زنان راهها، مقصدها، خانههاست
در کفش شما سربازانی غبار شده در جبههها
که به سوی زنان میدوند.
+ مشاوره تلفنی همه روزه باهماهنگی قبلی
مشاوره تلفنی همه روزه باهماهنگی قبلی (پذیرش همه روزه باهماهنگی قبلی) کرج:چهارراه طالقانی.کوی یادگاری.ساختمان پزشکان ممتاز.طبقه سوم.واحدمشاوره تلفن:۰۲۶۱۲۲۶۴۷۱۴ همراه:۰۹۱۲۵۶۵۳۲۴۰
+ مشاوره خانواده وازدواج
مشاوره خانواده وازدواج
حل اختلافات زناشویی
راهنمایی زوج های جوان
(پذیرش همه روزه باهماهنگی قبلی)
کرج:چهارراه طالقانی.کوی یادگاری.ساختمان پزشکان ممتاز.طبقه سوم.واحدمشاوره
تلفن:۰۲۶۱۲۲۶۴۷۱۴
همراه:۰۹۱۲۵۶۵۳۲۴۰
+ مشاوره خانواده وازدواج
مشاوره خانواده وازدواج
حل اختلافات زناشویی
راهنمایی زوج های جوان
(پذیرش همه روزه باهماهنگی قبلی)
کرج:چهارراه طالقانی.کوی یادگاری.ساختمان پزشکان ممتاز.طبقه سوم.واحدمشاوره
تلفن:۰۲۶۱۲۲۶۴۷۱۴
همراه:۰۹۱۲۵۶۵۳۲۴۰
+ انتخاب رشته
هیچکس، هیچگاه به تندی یا کندی تپش قلب شما اعتراض نمیکند. هیچکس، هیچ وقت رنگ چشم و بلندی یا کوتاهی قد من و شما را مورد انتقاد قرار نمیدهد. من و شما هم این کار را نمیکنیم؛ چرا؟
برای آنکه هیچ یک از ما در انتخاب رنگ چشم و مو، بلندی یا کوتاهی قد، تندی و کندی تپش قلبمان دخالتی نداریم. ما آدمها، فقط در خصوص آنچه از سر اراده و آگاهی انتخاب میکنیم، مورد نقد و بررسی قرار میگیریم و در نتیجه پاداش یا مکافات میبینیم. انسانیت ما به همین قدرت انتخاب ماست. ما انسانها، با هر انتخابی، درحقیقت، خود را میسازیم. در واقع ارزش انسان وابسته به ارزش انتخابهای اوست.
اگر کسی در طول عمرش، اکثر انتخابهایش صحیح، عاقلانه، مبتنی برواقعیت و به دور از توهم و گمان باشد، کارنامه مثبتی از خود به جا خواهد گذاشت. آدمهای ناموفق نیز کسانی هستند که در کارنامه زندگیشان، تعداد انتخابهای درست و عاقلانهشان، کمتر از انتخابهای عجولانه، احساساتی و کم عمق و بیپایه آنهاست.
در فرهنگ دهخدا کلمه انتخاب، “برگزیدن”و “اختیار” معنی شده است. در واقع انتخاب، به برگزیدن از بین گزینههای مختلف یک پدیده، شیء، روش، فرایند واز این قبیل اشاره دارد.
ما ناگزیر از انتخاب هستیم. میلیونها انسان قبل از ما، در مورد موضوعات بسیاری، تصمیم درست یا غلط گرفتهاند. اولاً با مطالعه تجربیات گذشتگان، می توان از آن به عنوان ذخیره ارزشمندی برای درس آموزی، عبرت گرفتن و نحوه انتخاب صحیح استفاده کرد و ثانیاً می توانیم راه و روش انتخاب درست را بیاموزیم و آموختن آن را به اتفاق و حادثه واگذار نکنیم و منتظر درس گرفتن از نتایج انتخابهای نادرست خود نمانیم.
زمان انتخاب لحظه حساسی است. چرا که با تصمیمگیری درباره روش یا پدیدهای خاص، سرنوشت خودمان را رقم میزنیم. با انتخاب درست میتوانیم از منابع (مادی، مالی، انسانی و اطلاعاتی) به شیوهای مناسب بهرهبرداری کرده و از اتلاف این منابع جلوگیری کنیم.
انتخاب باید با آگاهی صورت گیرد. منظور از آگاهی، دانش نسبت به مسائلی است که انتخاب ما را تحت تأثیر خود قرار میدهد.
ما در محیطی به سر میبریم که عوامل تاثیرگذار بیرونی متعددی در آن وجود دارد. از سوی دیگر، اهداف، ارزش ها، علایق و خواستههایی داریم که مایل هستیم به آنها برسیم.
بدون توجه به واقعیتهای پیرامون قادر نخواهیم بود به آرمانهایمان دست یابیم. بدون آرزوها و آرمانهای درونی نیز محیط پیرامون، ما را به هر سویی میکشد و حاکم مطلق و بیچون چرا بر زندگی ما خواهد شد. آشتی دادن میان عوامل درونی و محیط پیرامون، هنر بسیار بزرگی است.
از این رو باید تلاش کنیم در انتخابهایمان ضمن توجه به واقعیت های بیرونی، آگاهی لازم را درخصوص جوانب مختلف آن کسب کنیم. کسی که انتخاب میکند، میداند که به دلیل آزادی عملی که از آن برخوردار است، مسؤولیت نیز خواهد داشت. آزادی همواره با مسؤولیت پذیری، زیبا و قابل قبول بوده است. کسانی که مسؤولیت انتخاب و تصمیم خود را نمیپذیرند، در واقع به عدم بلوغ فکری و عاطفی خود شهادت میدهند. ما در مقابل انتخابها و تصمیمهایی که میگیریم مسؤول هستیم پس باید نهایت تلاش خود را در انتخاب و تصمیم درست مبذول نمائیم.
انتخاب رشته یکی از انتخاب های مهم زندگی:
انتخاب رشته یکی از مهمترین انتخابهای هر فرد پس از پایان تحصیلات متوسطه است. این انتخاب به دلیل تاثیر زیادی که در تعیین سرنوشت افراد دارد تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد که به دو دسته بیرونی و درونی تقسیم میشوند. عوامل بیرونی تا حدودی از اختیار فرد خارج است و به صورت غیرمستقیم انتخاب او را تحت تأثیر قرار میدهند. اما عوامل درونی تا حد زیادی در کنترل فرد قرار دارد.
الف- عوامل بیرونی مهم اثرگذار بر انتخاب رشته
به صورت کلی میتوان عوامل بیرونی مهم تأثیرگذار بر انتخاب رشته داوطلبان را در موارد زیر خلاصه کرد:
1-خانواده، 2- محیط آموزشی، 3- افراد اثرگذار در زندگی فرد، 4- گروههای همسالان، 5- رسانهها، 6- زمینههای اقتصادی و شغلی.
در اینجا برای آگاهی از نقش عوامل فوق شرح مختصری در مورد هر عامل ارائه شده است.
1- خانواده:
ما درخانواده به دنیا میآییم و بسیاری از چیزها را از این طریق میآموزیم. در واقع خانواده نخستین منبع یادگیری کودکان و نوجوانان است. تجاربی که ما در خانواده
میآموزیم تا پایان زندگی با ما همراه خواهد بود. بخش زیادی از رفتارها، گرایشها، تمایلات، نگرشها و ارزشهای ما در خانواده شکل میگیرد. به دلیل طولانی شدن سالهای حضور در خانواده، انتخاب رشته تحصیلی داوطلبان از محیط خانه و خانواده تأثیر زیادی میپذیرند. در بسیاری موارد، این تأثیر مثبت است و والدین فرزندان خود را به سوی انتخاب رشته صحیح راهنمایی میکنند، نتایج تحقیقات نشان میدهد که کمک اعضای خانواده، از لحاظ فراهم نمودن امکانات خودشناسی و اطلاعات مورد نیاز برای انتخاب رشته فرزندشان میتواند سودمند باشد.
اما در برخی موارد والدین علائق خود را در ادامه تحصیل از سالهای ابتدایی به دانشآموز تلقین میکنند. بر این اساس، نوعی علاقه کاذب در فرد شکل میگیرد و آینده او را رقم میزند.
والدین میتوانند نقش بسیار مهم و اساسی در کمک به فرزندانشان جهت انتخاب رشته آگاهانه، ایفا نمایند. آنها باید به عقاید فرزندان خود احترام گذاشته و در صورتی که خطا و یا لغزشی مشاهده کردند، تلاش لازم در جهت رفع آن مبذول نمایند نه اینکه آنها را به انتخاب رشته یا دانشگاهی که خودشان علاقهمند به تحصیل در آن بوده و به هر دلیلی شرایط لازم برای ادامه تحصیل را نداشتهاند، راهنمایی کنندو یا صرفاً به دلایل دیگری مانند پرستیژ اجتماعی رشته و یا درآمد آن، فرزند خود را هدایت کنند.
پدر و مادر گرامی:
- اگر میخواستید در رشته یا دانشگاه خاصی تحصیل کنید و به هر دلیلی موفق به این کار نشدید، فرزند خود را مجبور به انتخاب آن رشته یا دانشگاه نکنید.
- روابط مناسب خانوادگی باید مبتنی بر تعامل باشد و شما نباید به خاطر زحماتی که به خاطر فرزندتان متحمل شدهاید، انتظار داشته باشید آرزوها و ایدهآلهای فرزندانتان کاملاً منطبق با آرزوها و ایدهآلهایتان باشد.فرزند خوب لزوماً کسی نیست که در همه ابعاد شبیه ما باشد؛ بلکه هر یک از فرزندان ما دارای ویژگی های منحصر بفردی هستند و هر فردی باید در رشته مناسب با ویژگی های شخصیتی اش تحصیل نماید.
- سعی نمایید به فرزند خود کمک نمایید که قبل از انتخاب رشته، اطلاعات مورد نیاز از رشته ها و دانشگاهها را کسب نماید.
2. محیط آموزشی:
ما سالهای زیادی از اوقات کودکی و نوجوانی خود را در مدرسه و دبیرستان میگذرانیم. در طول تحصیل قبل از دانشگاه ما تجارب زیادی را با معلمان و همسالان خود در این محیط کسب میکنیم و بسیاری از علائق ما به ادامه تحصیل در مدرسه شکل میگیرد. همه ما معلمانی داشتهایم که گاهی آنقدر اثرگذار بودهاند که ما را به رشته خاصی علاقهمند و یا بر عکس از رشته خاصی بیزار کردهاند. محیط مدرسه خصوصاً بعد از دوره راهنمایی نقش زیادی در جهت دهی به علائق دانشآموزان دارد.
در دوره متوسطه، با تخصصی تر شدن حوزههای تحصیل، دبیران و مشاوران تحصیلی نقش پر رنگتری در هدایت دانشآموزان دارند. بررسیها نشان میدهد بسیاری از دانشآموزان در دوره دبیرستان ضمن الگو قرار دادن معلمان، آنها را به عنوان مشاوری صدیق قبول دارند. از این رو دبیران و مشاوران تحصیلی باید اطلاعات و دانش لازم را برای راهنمایی دانش آموزان خود کسب کنند.
مشاورین و معلمان گرامی
- اگر قصد کمک به دانش آموزان را در انتخاب رشته شان دارید، سعی کنید اطلاعات و دانش خود را از انتخاب رشته بالا ببرید. زیرا ضررِ دادن اطلاعات ناقص به داوطلبان، بسیار بیشتر از عدم دسترسی به مشاور است.
3. افراد اثرگذار در زندگی فرد:
ما در طول زندگی با صدها بلکه هزاران نفر آشنا میشویم. برخی از این آشناییها فقط چند دقیقه دوام می آورند و برخی دیگر ممکن است تا پایان زندگی با ما همراه باشند. اما در میان این هزاران نفر، تنی چند از زنان و مردان، برای ما اهمیت ویژهای مییابند و الگوی رفتار ما قرار میگیرند. گاه دوست داریم مانند آنان باشیم و مایلیم پا جای پای آنان بگذاریم و از آنان الگو بگیریم. گاه از اشتباهات آنان درس گرفته و میخواهیم از آنها پرهیز کنیم. این افراد در انتخاب آینده تحصیلی فرد نیز نقش مهمی دارند و در برخی موارد از والدین و معلمان نیز اثرگذارترند. به عنوان نمونه دانشآموزان ممکن است پس از آشنایی با زندگی بزرگانی مانند دکتر محمودحسابی، پروین اعتصامی، دکتر طاهره صفارزاده، دکتر چمران و دکتر بهشتی و غیره آنها را الگوی خود قرار دهند و تلاش کنند مانند آنها افرادی مفید و اثرگذار در جامعه باشند.
4. گروههای همسالان:
گروه همسالان از سنین کودکی تا بزرگسالی بر رفتار افراد اثر میگذارند. بسیاری از اندیشهها، خواستهها و رفتارهای ما تحت تأثیر همسالان قرار دارد. برخی از تصمیمهای ما در گفتگو با دیگر هم سن و سالهای ما شکل میگیرد. ما باید از این رابطه و تأثیری که می پذیریم ارزیابی درستی داشته باشیم. داوطلبان آزمون سراسری در بسیاری موارد تابع تصمیمهای همسالان خود میشوند و رشتهای را انتخاب میکنند که گروه همسالان ایشان توصیه میکنند. در طول تحصیل نیز ممکن است دوستان و همسالان، میزان تلاش و یا عدم تلاش داوطلب را تحت تأثیر قرار دهند.
داوطلبان گرامی:
- دوستان شما، عموماً اطلاعاتی بیشتر از خودتان ندارند. بنابراین سعی کنید گفتهها و توصیههای دوستان و همسالانتان را با رعایت احتیاط در انتخاب رشتهتان مورد استفاده قرار دهید.
5. رسانهها:
رسانههایی همچون صدا و سیما، اینترنت و مطبوعات تأثیر بسیار زیادی بر زندگی نسل جوان دارند. ما از کودکی در مقابل حجم وسیعی از اطلاعات رسانهها قرار داریم و بسیاری از دانستنیها و تصورات خود را از آنان میگیریم، اما میدانیم که همه آنها به یک اندازه اعتبار ندارند. رسانهها هرچند منبع اطلاعاتی مهمی به حساب میآیند اما گاهی اوقات بویژه در برنامههای نمایشی، مبالغههای زیادی در مورد آدمها، حوادث و پدیدهها میکنند.
داوطلبان گرامی:
ما نباید تحت تاثیر مبالغههای رسانه ها در مورد رشته ها قرار بگیریم بلکه باید همواره به دنبال واقعیتها، اطلاعات صحیح وتناسب هر ر شته با وضعیتی که در آن قرار داریم باشیم.
6. زمینههای اقتصادی، شغلی:
هر فرد در بافت اقتصادی خاصی رشد میکند و مشخصههایی را از این بافت کسب میکند که او را از سایر افراد مجزا مینماید. زمینههای اقتصادی و شغلی، انتخابهای افراد درون جامعه را تحت تأثیر قرار میدهند. به عنوان مثال وقتی در کشورمان با پدیده بیکاری روبرو هستیم، طبیعی است که داوطلبان هنگام انتخاب رشته، به تحصیل در رشتههای اشتغالزا، توجه بیشتر نشان خواهند داد.
داوطلبان گرامی:
اگرچه در نظرگرفتن زمینه های شغلی رشته ها مهم است، اما هرگز صرفاً بر اساس بازار کار انتخاب رشته ننمایید. بهرحال رضایت
- درونی شما از تحصیل در رشته انتخابی شما مهم تر است. ضمناً فرد علاقمند به رشته ای که زمینه های شغلی قوی در جامعه ندارد خواهد توانست با ادامه تحصیل و کارآفرینی، شغل و درآمد مناسب کسب نماید.
عواملی که به آن اشاره شد؛ سازنده محیط پیرامون ما هستند . اما بعضی از آنها مانند والدین آگاه، مشاورین و محیط آموزشی، به همراه کتابهای آشنایی با رشته ها، پیک سنجش، فارغ التحصیلان رشته ها، میتوانند به عنوان منابع اطلاعاتی در کسب آگاهی و مشورت در انتخاب رشته مورد استفاده فعال قرار بگیرند.
ب- عوامل درونی مهمی که باید در انتخاب رشته درنظر گرفته شود:
انتخاب و تصمیمگیری، فرایندی طولانی است؛ با اینحال در بعضی از مواقع ما مجبوریم در یک زمان معین و کوتاه، دست به تصمیم و انتخاب خاصی بزنیم؛ به عنوان نمونه، اگر چه این روزها، داوطلبان مجاز به انتخاب رشته، بیشترین وقت را برای مشاوره و کسب اطلاع در مورد رشتههای تحصیلی و مراکز دانشگاهی اختصاص میدهند، اما بیشک، فرایند انتخاب رشته از مدتها قبل و یا بلکه از سالها پیش آغاز شده است.
بعضی از داوطلبان، به طریقی از دوران راهنمایی یا دبیرستان به موضوع انتخاب رشته فکر کردهاند و در برخورد با دیگران و تغییرات و رخدادهای گوناگون، به رشتههای متفاوتی اندیشیدهاند؛ اما مسلم است که این چند روز برایشان ، اهمیتی بیشتر از همه آن سالها دارد؛ زیرا در پایان مهلت انتخاب رشته، باید انتخاب را مناسب خود را انجام دهد.
با توجه به این واقعیت، اینک از شما میخواهیم برای انتخاب رشته دانشگاهی، ویژگیهای زیر را در خود دقیقاً مورد توجه قرار دهید:
عوامل درونی تأثیرگذار بر انتخاب رشته شامل موارد زیراست:
- علاقه؛
- ارزشها؛
- اعتقادات؛
- تواناییها و مهارتها؛
- ویژگیهای شخصیتی؛
- اهداف؛
- تجربیات.
1. علایق:
بسیاری از متخصصین اعتقاد دارند عمده تفاوت انسانها در گرایشهایشان به امور مختلف است. علائق مجموعهای از ترجیحات هستند که به فرد تعریفی از خودش میدهند که چه کسی است. روشن است این ترجیحات باید درحد امکان آگاهانه و قابل دفاع باشند. بزرگی میگوید زنان و مردانی خوشبخت هستند که حرفه و شغل شان در بزرگسالی در امتداد علائق دوران کودکی و نوجوانیشان باشد.
توجه به علایق بویژه برای جوانان و به طور اخص در انتخاب رشته تحصیلی بسیار مهم و تعیین کننده است. در این مفهوم، علایق افراد منجر به تمایل آنها به انجام فعالیتهای متفاوتی شده و ویژگیهای شخصیتی خاصی را شکل میدهند. برخی از روانشناسان مانند هالند، معتقدند که هر فرد با توجه به تفاوت های فردی و رجحانهایش، با نوع خاصی از رشتههای دانشگاهی و به تبع آن مشاغل سازگار است. بنابراین افراد، با تحصیل در رشتهای که با نوع شخصیت و علایق آنها همخوانی دارد، راضی و موفق خواهند بود. به هرحال، علاقه به رشته تحصیلی، یکی از عوامل مهم موفقیت شما است. انتخاب رشته حتماً باید با تلاش مستمر و پیگیر همراه باشد، و داوطلب باید کوشش لازم را برای رسیدن به الزامات تحصیل در آن رشته بنماید.
2. ارزشها:
ارزش به زبان ساده آن چیزی است که در زندگی برای شما مهم و اصول و معیار رفتاری شما است. هر شی، پدیده یا رویدادی بخشی از وجود ما را درگیر میکند. هنگامی که برای حل مسألهای تلاش میکنیم، بخش فکری و ذهنی ما درگیر است. اما هنگامی که چیزی، حتی بدون دلیل روشن و آشکار، برایمان آنقدر اهمیت دارد که حاضریم بهای سنگینی بابت آن بپردازیم، آنگاه معلوم میشود که عواطف ما درگیر شده است. هنگام هر انتخاب، از جمله انتخاب رشته تحصیلی؛ ارزشها با شدت هر چه تمامتر خود را نشان میدهند. داوطلبانی که قصد انتخاب رشته دارند، لازم است به ارزشهای موردنظر خود، کاملاً واقف باشند و آنها را در نظر بگیرند
برخی ارزشهای تأثیرگذار در انتخاب رشته عبارتند از:
- کسب موقعیت اجتماعی
- کسب شغل و درآمد مناسب
- استقلال در زندگی
- کمک به دیگران
- ارتفاء سطح علمی و فرهنگی جامعه و…
توجه به ارزشهایی از این قبیل باید حتماً در انتخاب رشته مدنظر قرار گیرد. با انتخاب رشته تحصیلی مسیر شغلی و نیز سطح و میزان درآمد فرد تا حدودی معین میگردد. مدرک تحصیلی و شغل متناظر با آن، بخش مهمی از موقعیت اجتماعی آینده نزدیک و دور فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. موقعیت اجتماعی مناسب، میتواند رضایت خاطر و در نتیجه سلامت روحی و روانی فرد را تأمین کند.
داوطلبان گرامی:
درصورتیکه قویاً به کمک به دیگران ارج مینهید، رشتهای را انتخاب کنید که ویژگی آن یاریرسانی یا کمک به دیگران است. از یاد نبریم که شغل آینده باید به گونهای باشد که از انجام دادن آن لذت ببرید و به آن افتخار کنید. به هرحال ارزشهای شما میتوانند اثر عمیقی را بر انتخاب رشته شما، رضایت شما از رشته تحصیلی در دانشگاه و جهت گیری شغلی شما پس از فارغ التحصیلی داشته باشند.
اگر در هنگام انتخاب رشته تحصیلی، این واقعیتها را در نظر نگیرید و خیال کنید که میتوانید چند سال آینده را به خواندن رشته تحصیلیای بپردازید که چندان باب طبع شما نیست، تصمیم خطرناکی گرفتهاید.
3. اعتقادات:
انسان در کنار شناخت، دارای دامنه متنوعی از عواطف است که تصمیمهای او را تحت تأثیر قرار میدهند. یکی از مهمترین تفاوتها میان آدمیان، ارزش گذاریهای مختلف آنها در مورد پدیدهها و رویدادهاست که این تفاوت عمدتاً به عواطف، اعتقادات و باورها ارتباط پیدا میکند. داوطلبان باید اعتقادات مذهبی، اجتماعی و حتی سیاسی و فرهنگی خود را بخوبی بشناسند. به عنوان نمونه رشته پزشکی برای کسانی مناسب است که در خود، این توان و علاقه را میبینند که در لحظاتی از منافع و لذات زندگی خود برای نجات جان و آرامش روح و روان دیگران چشم پوشی کنند.
برخی از داوطلبان، بویژه دختران، بودن در کنار خانواده را بر هر چیز دیگر ترجیح میدهند. بنابراین به هنگام انتخاب رشته باید به محل تحصیل و رشتهای که انتخاب میکنند توجه نمایند. فضای مذهبی و فرهنگی برخی خانوادهها با فعالیت فرزندانشان در برخی رشته های تحصیلی تناسبی ندارد. لذا داوطلبان باید به هنگام انتخاب این گونه رشتهها به تضادهای احتمالی میان فضای حرفهای و فضای خانوادگی خود توجه لازم را مبذول نمایند.
4. تواناییها، مهارتها:
مهارت عبارت است از کارآیی، سهولت یا زبردستی که از طریق تمرین و تجربه رشد مییابد. مهارت، به شما توانایی انجام کارهای ویژهای را میدهد. این توانایی میتواند قدرت جسمانی، ذهنی، مالی یا قانونی برای انجام موفقیت آمیز کارهای مورد نظر شما باشد.
در انتخاب رشته مهارتها و تواناییهای داوطلبان برای ادامه تحصیل در یک رشته خاص اهمیت زیادی دارد. در رشتههایی مانند ریاضی، مهندسی، جامعهشناسی، روانشناسی، پزشکی، داروسازی و… هر یک توانایی خاصی را میطلبد و لازم است داوطلب قبل از اینکه دست به انتخاب بزند ارزیابی درستی از مهارتها و تواناییهای خود داشته باشد.
5. ویژگیهای شخصیتی
بسیاری از روانشناسان معتقدند بین نوع شخصیت افراد و موفقیت ایشان ارتباط قوی وجود دارد. همه ما میدانیم افراد از نظر شخصیتی با هم تفاوتهای زیادی دارند و این تفاوت ناشی از عوامل زیستی و وراثتی است . روانشناسان طبقهبندیهای مختلفی از ویژگیهای شخصیتی ارائه کردهاند که عمدتاً توصیف کننده نوع واکنش افراد به محرکها است (مانند درونگرا در مقابل برونگرا، جمعگرا در مقابل فردگرا، هیجانی، آرام و …). به طور کلی میتوان شش نوع شخصیت را از دیدگاه روانشناسی مطابق با علائق فرد برشمرد:
- واقعگرا؛
- جستجوگر؛
- هنری؛
- اجتماعی؛
- متهور؛
- قراردادی
داوطلبان عزیز لازم است به ویژگیهای خاصِ انواع شخصیتها که در اینجا به طور اختصار بیان میشود، دقت نمایند تا دریابند به کدام یک از انواع شخصیتها نزدیکترند و در انتخاب رشته خود آن را مدنظر قرار دهند.
١ – افراد واقعگرا:
افراد واقعگرا، فعالیتهایی را ترجیح میدهند که شامل کار عملی، منظم و مرتب با ابزار یا ماشینها و حیوانات یا گیاهان باشد. این افراد اغلب تمایل دارند از فعالیتهای اجتماعی و یا آموزشی مثل تدریس، مشاوره، پرستاری یا اطلاعرسانی دوری کنند. این گرایشهای رفتاری افراد واقعگرا به نوبه خود موجب گرایش به امور فنی، مکانیکی، کشاورزی والکترونیکی و کاستیهایی در امور فردی و آموزشی میگردد. افراد واقعگرا برای پول، قدرت و موقعیت ارزش بسیار زیادی قائل هستند.
٢ – افراد جستجوگر:
افراد جستجوگر، گرایش به فعالیتهایی دارند که شامل بررسی و موشکافی مشاهدههای خلاقانه و نمادی پدیدههای جسمانی، زیست شناسی و فرهنگی میگردد که بتوانند چنین پدیدههایی را درک و کنترل نمایند. این افراد اغلب از فعالیتهای اجتماعی تکراری دوری میکنند. این گرایشهای رفتاری افراد جستجوگر منجر به کسب کاراییهای علمی و ریاضی و نقص در تواناییهای رهبری در آنها میشود. افراد جستجوگر خود را هوشیار، انتزاعی، پیچیده، کنجکاو، مستقل، دقیق، منطقی و پژوهشگر میبینند.
٣ – افراد هنری:
افراد واجد شخصیت هنری افرادی هستند که فعالیتهایی را ترجیح میدهند که آزاد، دارای ابهام و نامنظم بوده و شامل دستکاری محیط برای خلق و یا تولید شکلهای هنری است. افراد هنری از فعالیتهای عادی و هماهنگی با قواعد اجتناب میکنند. این گرایشهای رفتاری افراد هنری به نوبه خود منجر به کسب مهارتهای هنری، موسیقی، نمایشنامه، آهنگسازی یا خلق آثار هنری دیگر و نقص در کاراییهای تجاری و دفتری میگردد. افراد هنری خود درونگرا، مستقل، هیجانی و حساس میبینند و به ابراز خلاقانه ایدهها، هیجانات و احساسات اهمیت میدهند.
۴ – افراد اجتماعی:
افراد اجتماعی، به دنبال فعالیتهایی هستند که شامل ارتباط با دیگران برای آگاه ساختن، آموزش دادن، رشد و توسعه دادن، مراقبت کردن یا تعلیم دیگران است و آنها از فعالیتهایی منظم و مرتبی که شامل ابزار، مواد و یا ماشینها میشود، اجتناب میکنند. این گرایشهای رفتاری افراد اجتماعی، منجر به کسب کفایتهایی در ارتباطات انسانی (مثل مهارتهای بین فردی و آموزش) و نقص در توانایی با کارهای فنی و دستی میگردد. افراد اجتماعی خود را همیار، همدم، بخشنده، کمک کننده، ایدهآلگرا، مسؤل، موقعشناس، آگاه و گرم میبینند و به پرورش و توسعه رفاه دیگران و خدمات اجتماعی اهمیت میدهند.
۵ – افراد متهور:
به افرادی متهور گفته میشود که فعالیتهایی را ترجیح میدهند که شامل ارتباط با دیگران، جهت حصول اهداف سازمانی یا اقتصادی است و از فعالیتهای علمی، ذهنی و پیچیده دوری میکنند. این گرایشهای رفتاری افراد متهور منجر به کسب تواناییهای کلامی، رهبری، بین فردی و در عین حال نقص در توانایی علمی میگردد. افراد متهور، خود را پرخاشگر، جاهطلب، سلطهگر، پر انرژی، برونگرا، خوش بین، معروف، دارای اعتماد به نفس، پرحرف و اجتماعی میبینند و به دستاوردها و نیز موقعیت اجتماعی، خیلی اهمیت میدهند و ارزش قائل هستند.
۶ – افراد قراردادی:
افراد دارای شخصت نوع قراردادی، به دنبال فعالیتهایی هستند که شامل کارهای منظم، مرتب و از پیش تعیین شده مثل تایپ، ورود دادهها به کامپیوتر یا نوشتن میباشد. این افراد از کارهای سازمان نیافته و مبهم دوری میکنند. این ویژگیها به نوبه خود، منجر به کسب انواع تواناییهای امور دفتری و محاسبه کردن و عدم کارایی در تواناییهای هنری میگردد. این افراد خود را دقیق، منظم، همنوا میدانند.
داوطلبان عزیز توجه کنند که اکثر افراد در واقع ترکیبی از خصلتهای ارائه شده در ذیل هر یک از تیپهای شخصیتی هستند و در هنگام تطبیق خود با یکی از آنها، باید تفاوتهای خود را با این تیپها در نظر داشته باشند.
6. اهداف
هر حرکتی که ما انجام میدهیم به منظور و هدف خاصی انجام میگیرد. وقتی از منزل خارج میشویم برای تحقق یک یا چند هدف حرکت خود را آغاز میکنیم. اینکه شما چه هدفی را برای آینده انتخاب کنید تعیین کننده مسیر حرکت شما خواهد بود. به عنوان مثال اگر نخواهید به دانشگاه بروید نیازی ندارید که به فکر ادامه تحصیل باشید. بررسیها نشان میدهند اکثر دانشاموزان پس از پایان دوره دبیرستان میخواهند به دانشگاه بروند. این جهت گیری نوعی هدف کاذب است زیرا همه این افراد نمیخواهند به دانشگاه بروند و گاهی مواقع تحت تأثیر عوامل بیرونی مانند خانواده و همسالان به این سمت گرایش پیدا میکنند.
داوطلب گرامی سعی کنید با توجه به تواناییهای شناختی و علمی، علایق و آگاهیهایی که به دست میآورید هدف خود را برای ادامه تحصیل تعیین کنید. هیچ تضمینی وجود ندارد که شما حتماً با دانشگاه رفتن فرد موفقی شوید. واقعگرا باشید و هدفتان را درست انتخاب کنید.
7. تجربیات داوطلب:
همه ما در دوران تحصیل کم و و بیش تجاربی را در مورد رشتههای مختلف درسی به دست آوردهایم. این تجربیات فردی یکی از عوامل بسیار مهم در انتخاب رشته است. ما قویاً به شما توصیه میکنیم این تجربیات و تصورات ناشی از آن را دست کم نگیرید و به آن بهای لازم را بدهید. زیرا جهت گیریِ علایق شما را تعیین میکنند. در همین حال توصیه میکنیم که از درستی تصورات و تجربیات خود، مطمئن شوید، شاید در یک حادثه، ما تصور منفی از یک رشته تحصیلی پیدا کردهایم یا بر اثر تجربه، تصور مثبت و خوشایندی از یک رشته تحصیلی دیگر بدست آورده باشیم. این تجربیات و تصورات ارزشمند است، اما باید با کمک و مشورت گرفتن از دیگران و جمع آوری اطلاعات، مطمئن شویم که تصور مثبت یا منفی ما، واقعی و یا کاذب است.
نتیجه گیری
اگر آزمون سراسری را در یک پیوستار بررسی کنیم شاید مهمترین بخش آن ـ که عواقب آن نیز متوجه خود داوطلب خواهد بود ـ انتخاب رشته است. انتخاب رشته فرایندی طولانی است و داوطلبان باید از سالها قبل در مورد هدف، علائق، گرایشها و … به نتیجه رسیده و اطلاعات لازم را برای انتخاب رشته به دست آورده و پس از اعلام نتایج اولیه آزمون سراسری با آگاهی اقدام به انتخاب رشته نمایند.
باتوجه به آنچه گفته شد سعی کنید در انتخاب رشته به نکات زیر توجه نمایید:
-
- تصویر روشنی از علائق، تواناییها و ارزشهای مورد نظرتان را درنظر قرار دهید؛
- هدفتان از ادامه تحصیل را مشخص کنید؛
- از مشاورین آگاه و مطمئن مشورت بگیرید؛
- در مورد رشتههایی که میخواهید انتخاب کنید از منابعی مانند اساتید؛ فارغ التحصیلان، دبیران، کتب معرفی رشته های دانشگاهی و پیک سنجش کسب اطلاع کنید؛
- در مورد دانشگاههایی که میخواهید انتخاب کنید با استفاده از سایت های دانشگاهها، و پیک سنجش کسب اطلاع کنید؛
- سعی کنید در مورد زمینه های شغلی رشته و یا رشتههایی که میخواهید انتخاب کنید اطلاعات کسب کنید؛
- ظرفیت رشتهها، نکات فنی، نحوة تخصیص ظرفیت و شیوه گزینش را به خوبی مطالعه کنید.
- صرفاً بر اساس رتبه انتخاب رشته نکنید. اگر رتبه شما به اندازه ای است که می توانید رشته هایی را که بر اساس ویژگی های فردی تان که در بالا ذکر شد با شما تناسب داردرا برگزینید، با مشورت با والدین و مشاورین، آن رشته را انتخاب کنید.
- به این نکته مهم توجه کنید که تضمینی وجود ندارد با دانشگاه رفتن شما فرد موفقی شوید؛
برخی بایدها و نبایدها و توصیههای انتخاب رشته منجر به کاهش اشتباهات در حین انتخاب رشته
ـ انتخاب رشتههایی که رتبه لازم برای آنها را کسب نکردهاند.
ـ انتخاب رشته بر اساس مقایسه رتبه خود با رتبه داوطلبان سالهای گذشته.
ـ انتخاب رشته بر اساس مقایسه رتبه خود با رتبه سال گذشته خود
.ـ مقایسه رتبه خود با داوطلبان گروههای آزمایشی دیگر.
ـ بیتوجهی به سهمیهها: از آنجا که قبولی افراد در سهمیه خودشان بیشتر است بنابراین بیتوجهی به این قاعده به ضرر داوطلب تمام خواهد شد.
ـ اولویتبندی نامناسب رشتهها: این اتفاق برای بسیاری از داوطلبان روی داده است که هنگام اعلام نتایج نهایی هرچند رتبه برای رشتههای بهتر و مورد علاقه خود را کسب کردهاند اما در رشتهای پذیرفته شدهاند که اولویت پایینتری برای آن قائل بودهاند علت این رخداد ترتیب نادرست انتخاب رشتههاست. همواره باید رشتههایی که داوطلب برای آنان ارزش بیشتری قائل است در اولویت باشد.
توصیهها:- دقت شود به صورت ناخواسته کد رشتههای کاردانی قبل یا بین رشتههای کارشناسی و یا دکتری حرفهای درج نشوند.
- دقت شود به صورت ناخواسته کد رشتههای کارشناسی قبل یا بین کد رشتههای کارشناسی ارشد پیوسته یا دکتری حرفهای درج نشوند.
- دقت شود به صورت ناخواسته کد رشتههای کارشناسی بین کد رشتههای مهندسی درج نشوند.
- دقت شود به صورت ناخواسته کد رشتههای مربوط به دانشگاههای واقع در شهرهایی که مورد نظر نیست، قبل یا بین کد رشتههای مورد علاقه درج نشوند.
- دقت شود به صورت ناخواسته کد رشتههای دورههای شبانه، دانشگاه پیامنور، دورههای نیمه حضوری و مؤسسات غیرانتفاعی، قبل یا بین کد رشتههای روزانه درج نشوند.
- ـ پر کردن نادرست فرم انتخاب رشته اینترنتی: پس از زحمات فراوانی که داوطلب متحمل میشود و به انتخاب رشته مبادرت میورزد لازم است هنگام پر کردن فرم انتخاب رشته در مرتب کردن و وارد کردن کد رشتههای مورد علاقه در فرم انتخاب رشته اینترنتی، دقت کافی به عمل آید.بیدقتی و نوشتن کدهای نادرست ممکن است به پذیرش فرد در رشتههایی منجر شود که به هیچ وجه مورد نظرش نبوده است. به هنگام ثبتنام اینترنتی دقت لازم را به عمل آورید و در پایان از روی فرم انتخاب رشته خود پرینت تهیه کنید.
ـ انتخاب تصادفی رشتههای تحصیلی و دانشگاههای محل تحصیل: توصیه میشود هرگز به طور تصادفی انتخاب رشته نکنید زیرا در صورت قبولی در رشتههایی که به آن علاقه ندارید مجبورید در آن رشته ادامه تحصیل دهید یا باید یک سال محرومیت از شرکت در آزمون سراسری را بپذیرید.
ـ اعتماد به اطلاعات برخی از افراد یا منابع نامعتبر: درست است که برای هر انتخاب نیاز به اطلاعات و آگاهی است اما اطمینان از صحت اطلاعات نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. برخی اوقات داوطلبان اطلاعات مناسب و مفیدی را به دست میآورند ولی بدون توجه به این اطلاعات خود به انتخاب رشته مبادرت میورزند در این صورت مسیر زندگی افراد بیتوجه به واقعیتها از مسیر مناسب دور میشود. بعد از پر کردن فرم و قبل از تحویل، آن را به فرد مورد اطمینانی بدهید تا کد رشتههای انتخابی شما را در برگه جداگانهای بنویسد و درمقابل هر کد، نام رشته و نام دانشگاه مربوط به آن را از روی دفتر شمارة 2 درج کند.. سپس شما این لیست را دقیقاً مطالعه و با لیست کد رشتههای انتخابی خود مقایسه کنید. در صورت هرگونه اشتباه, آن را بررسی و رفع کنید.
ـ انتخاب برخی از رشتهها بدون توجه به هزینه آنان: چنانچه داوطلبان توانایی پرداخت هزینه یا شهریه مراکز آموزشی غیرانتفاعی دورههای شبانه یا دیگر دورههایی که ادامه تحصیل در آنها مستلزم پرداخت هزینه است را ندارند بهتر است این مراکز را انتخاب نکنند .
حتماً, حتماً از فرم انتخاب رشته تکمیل شده خود, قبل از تحویل آن کپی تهیه کنید.
+ شخصیت مهرطلب
مهرطلب موجودی علاقه مند، مراقب و متوجه است، شما کسی را پر محبت تر، مشتاق تر و دلواپس تر از او نسبت به خود پیدا نمی کنید. تیپ مهر طلب برای جلب محبت دیگران تلاش فراوان می کند. مثلاً تمام وقت، پول و انرژی خود را مصرف می کند ولی آن را به حساب سخاوتمندی و فداکاری می گذارد، در یک مسابقه جرئت جلو افتادن از حریف را ندارد و انگار یک دست نامرئی مانع حرکت، جلو افتادن و موفقیت او می شود. گاهی وقت ها شخصیت های مهر طلب اگر یک مقدار عصبی هم باشند و تحت اضطراب قرار بگیرند آن وقت مشکل پیدا می کنند. مثلاً یک شخصیت سالم می گوید من محبت شما را دوست دارم و از آن لذت می برم ولی یک شخصیت عصبی مهر طلب می گوید: من به محبت شما احتیاج حیاتی دارم و مجبورم به هر قیمتی که شده آن را به دست آورم ولو این که از آن لذتی هم نبرم یعنی برای محبت ارزشی بیش از حد قائل است. محبت همه کس ، خواه یک رهگذر ناشناس، برای او اهمیت حیاتی دارد و یک بی اعتنایی مختصر یا یک لبخند مهرآمیز و صمیمانه می تواند حالت روحی او را از این رو به آن رو گرداند یا اصولاً دیدش را نسبت به زندگی تغییر دهد. در ازای جلب محبت حاضر است هر بهایی بپردازد و مهمترین بهایی که می پردازد گذشتن از استقلال رأی و آزادی است . او با هم بودن را خیلی ترجیح می دهد و تنهایی را دوست ندارد. مهر طلب هابه دیگران متکی هستند و از آنها به خوبی خط می گیرند. هنگام تصمیم گیری نظرات دیگران را می پرسند و به توصیه آنها عمل می کنند.
● همسر مناسب برای شخصیت مهر طلب
زنان و مردان مهر طلب می توانند با سایر گونه های شخصیتی کنار بیایند آنها به خوبی می توانند نیازهای همسرشان را تشخیص دهند و به رفع آنها اقدام نمایند اما اشکالاتی نیز دارند. مهر طلب گوش شنوا دارد و سر به زیر است و در این شرایط ترجیح می دهد همسرش عهده دار امور باشد. شخصیت مهرطلب باید مواظب باشد که با گونه اختلال شخصیتی سادیستی یا ضد اجتماعی طرف نشود؛ این اشخاص به راحتی می توانند موجب رنجش و آزار شخصیت مهرطلب را فراهم سازند. احتمالاً برای شخصیت مهر طلب ، شخصیت وظیفه شناس، همسر خوبی می شود. شخصیت های مهر طلب پرشور هم به خوبی با هم کنار می آیند.
● چند توصیه برای زندگی با مهر طلب ها
۱) شخصیت مهر طلب به راضی کردن شما علاقه دارد، وی را بپذیرید و به خاطر آنچه او به شما ارزانی می کند احساس گناه نکنید.
۲) توجهات او را فرض مسلم و مفت ندانید. شخصیت مهرطلب در زندگی به خوبی امیال شما را پیش بینی می کند و این امیال را در اولویت قرار می دهد. ولی وقتی چیزی از شما می خواهد، ممکن است به روی خود نیاورد و خواسته هایش را مطرح نسازد و منتظر می ماند تا نیازهای او را تشخیص دهید، پس سعی کنید در تشخیص نیازهایش کوشا باشید.
۳) از آنجایی که او نسبت به نظر دیگران در مورد خودش بسیار حساس است و ذهنش اسیر تأیید و تکذیب دیگران است، لذا انتقاد کردن از مهرطلب او را نسبت به خودش مردد می کند و چه بسا در مقام سرزنش خود بر می آید که لزوماً واکنش سازنده ای نیست. هنگامی که خواستید از او انتقاد کنید همیشه اول خصوصیات مثبت وی را برشمارید و بعد مطالبی را در حد تذکر گوشزد نمایید.
۴) به نظرات مثبت وی بها دهید و از آن استقبال کنید. شخصیت مهر طلب هرچه شدت مهر طلبی اش زیادتر باشد، بیشتر می خواهد شما را راضی کند و برای راضی کردن شما حرفی بزند ولی ممکن است نظر دیگری داشته باشد. بنابراین باید نیازهایش را بشناسید و مواظب باشید حرف او با سخن دلش یکی باشد. مثلاً شما می گویید، می خواهید روز جمعه به کوه برویم و وی جواب می دهد بله بسیار عالی است در حالی که ممکن است دلش بخواهد کارهای عقب افتاده اش را انجام دهد.
+ مشاوره خانواده وازدواج
مشاوره خانواده وازدواج
حل اختلافات زناشویی
راهنمایی زوج های جوان
(پذیرش همه روزه باهماهنگی قبلی)
کرج:چهارراه طالقانی.کوی یادگاری.ساختمان پزشکان ممتاز.طبقه سوم.واحدمشاوره
تلفن:۰۲۶۱۲۲۶۴۷۱۴
همراه:۰۹۱۲۵۶۵۳۲۴۰
ضمنامشاوره تلفنی هم پذیرفته می شود.
+ رابطه نامشروع
مرد جوان به اتهام برقراری رابطه نامشروع با خانمی غریبه توسط ماموران کلانتری میدان جهاد مشهد دستگیر شده است. درحالی که «افشین و آن زن جوان» آماده می شدند تا به دادگاه بروند ناگهان همسرش وارد کلانتری شد.همه فکر می کردند که «نازیلا» داد و فریاد راه بیندازد و شوهرش را به باد ناسزا بگیرد. در این لحظه، کارشناس اجتماعی کلانتری جلو آمد تا او را آرام کند اما برخلاف تصور شاهدان ماجرا، نازیلا با چشمانی اشک بار به همسرش نزدیک شد و گفت: امروز برای ناهار خیلی منتظرت ماندم تا بیایی، اما تو نیامدی و غذا سرد شد. فکر نمی کردم که تو را این جا ببینم!زن جوان با صدایی بغض گرفته افزود: نمی دانم چرا، ولی باید از تو عذرخواهی کنم، حتما ایرادهای زیادی دارم و نتوانسته ام خواسته ها و انتظارات تو را به خوبی برآورده کنم!«نازیلا» جلوتر رفت، دست شوهرش را گرفت و با انگشتانش قطرات اشک افشین را پاک کرد. او ادامه داد: اصلا غصه نخور، در کنارت هستم و منتظرت می مانم تا هر چه سریع تر به خانه برگردی! خانه ما بدون تو صفایی ندارد!زن جوان درحالی که سعی می کرد خودش را آرام نشان دهد به سختی گفت: امیدوارم بتوانم گذشته ها را جبران کنم و تو هم قول بده که به زندگی مان پای بند باشی و احساسات هیچ کس را به بازی نگیری! در پاسخ به این جملات تکان دهنده، مرد جوان که نمی دانست چه طور سرش را بالا بیاورد و به چشمان همسرش نگاه کند فقط می گفت: مرا ببخش، اشتباه کرده ام!در این ثانیه های غم بار، زنی که افشین او را با دروغ و دغل های خود اغفال کرده بود از جای خود برخاست و با عصبانیت به مرد جوان گفت: تو پست ترین آدم روی زمین هستی. چرا به چنین فرشته ای خیانت می کنی؟او درحالی که با صدای بلند گریه می کرد در مقابل نازیلا زانو زد و گفت: شوهرت در مورد تو دروغ های زیادی گفته است و من هم آدم کثیفی هستم که به خودم اجازه می دهم وارد زندگی کس دیگری بشوم!
+ مشاوره تلفنی همه روزه باهماهنگی قبلی
(پذیرش همه روزه باهماهنگی قبلی)
کرج:چهارراه طالقانی.کوی یادگاری.ساختمان پزشکان ممتاز.طبقه سوم.واحدمشاوره
تلفن:۰۲۶۱۲۲۶۴۷۱۴
همراه:۰۹۱۲۵۶۵۳۲۴۰
+ مشاوره خانواده وازدواج
مشاوره خانواده وازدواج
حل اختلافات زناشویی
راهنمایی زوج های جوان
(پذیرش همه روزه باهماهنگی قبلی)
کرج:چهارراه طالقانی.کوی یادگاری.ساختمان پزشکان ممتاز.طبقه سوم.واحدمشاوره
تلفن:۰۲۶۱۲۲۶۴۷۱۴
همراه:۰۹۱۲۵۶۵۳۲۴۰
+ آمارهای به روز جهانی
ـ جمعیت:
جمعیت کنونی زمین: 6,557,919,989
تعداد تولدها در سال 2006: 41,007,937
تعداد مرگ و میرها در سال 2006: 16,862,145
ـ اقتصاد:
اتومبیلهای تولیدی در سال 2006: 11,374,464
دوچرخههای تولیدی در سال 2006: 34,522,497
کامپیوترهای خریداری شده در سال 2006: 26,640,193
- آموزش:
تعداد عناوین کتب چاپ شده در سال 2006: 299,328
تعداد عناوین روزنامههای چاپ شده در سال 2006: 165,628,166
تعداد تماشاگرهای سینما در سال 2006: 4,020,972,9454
تعداد ساعات استفاده از اینترنت در سال 2006 : 9,608,429,146
- محیط زیست:
تعداد درختهای قطع شده در سال 2006 ( به هکتار) : 3,591,936
مقدار دیاکسیدکربن وارد شده به هوا(به تن)در سال 2006: 7,064,141,054
ماهیهای صید شده در سال 2006 (به تن): 28,935,041
ـ غذا :
غذای تولیدی در سال 2006 (به تن): 798,208
کالری مصرف شده در سال 2006 (به میلیون): 1,966,788,274
پروتئین مصرف شده (به میلیون گرم) در سال 2006: 52,762,349
ـ انرژی:
انرژی تولید شده در سال 2006: 3,770,535,176
انرژی مصرفی در سال 20063,574,974,209 :
نفت مصرفی در سال 2006: 1,378,644,952
ذغالسنگ مصرفی در سال 2006: 1,143,732,329
انرژی خورشیدی تولید شده در سال 2006: 867,043,493,597
ـ سلامت:
تعداد مرگ و میر کودکان زیر پنج سال در سال 2006: 3,492,160
تعداد مرگ و میر مادران در هنگام زایمان در سال 2006: 199,552
تعداد افراد مبتلا به بیماری HIV (ایدز): 30,997,760
تعداد مرگ و میر ناشی از کشیدن سیگار در سال 2006: 988,067
تعداد مرگ و میر ناشی از ایدز (آمار کلی): 6,898,880
تعداد مرگ و میر ناشی از سرطان در سال 2006: 1,995,520
تعداد مرگ و میر ناشی از مالاریا در سال 2006: 319,283
تعداد نخ سیگارهای تولید شده (به میلیون) در سال 2006: 1,751,209
تلفات تصادفات رانندگی در سال 2006: 85,907
+ بدون استرس زندگی کنید!
شما هرچقدر هم آرام و ریلکس باشید مـمـکـن اسـت در طول روز به دلایل مختلف دچار اسـتـرس گـردیـد. ترافـیـک و شلوغی خیابان، کارهای زیـاد نـاتـمـامـی کـه بایـد انـجـام دهید، خرابی اتومبیل و کنکور مسائلی هستند که ممکن است موجب بروز استرس در شما گردند.
نکته اینجاست که استرس باعث حـل مـشـکـل نـشــده و برعکس شما را از ادامه فعالیت صحیح باز می دارد. در این قسمت 5 روش ساده را جـهت کاهـش اسـتـرس بـخـصـوص در هـنـگـام کار، بیان میکنیم.
1- شمارش کنید
یک روش موثر برای برخورد با موقیعتهای استرس آور، شمارش تا عدد 10 است.ایـن کار کمک می کند از لحاظ فکری و روانی از آن لحظه استرس آور دور شده و 10 ثـانـیه بشما وقت می دهد تا از آن شرایط خود را رها کنید.فرض کنید این عمل، ریموت کنترل زندگی شما است. دکمه pause را میزنید. وقتی تا عدد 10 شمارش کـردید دوباره دکمه "play" را فشار می دهید. در نتیجه در وضعیت بهتری نسبت به قبل قرار خواهید گرفت.
2- موقتا" بگریزید
هنگامی که در خود احساس استرس شدید می کنید بهتر اسـت بـطور فـیزیکی خود را از محیط دور کنید. کمی قدم زده و نفسی تازه کنید. مدتی بـه داخـل شهـر رفـتـه و فـکر خود را از مسائل دغدغه آور رها کنید. البته منظور ایـن نـیست که کـلا" مـیدان را خـالی کنید، بلکه ترک موقعیت برای چند لحظه و مراجعت دوباره با فکری آزاد و تازه باعث رهای از استرس و انجام بهتر کارها خواهد شد. اگر در تـرافـیـک خـیـابـان گیـر کرده باشید، ترک موقیعت مشکل بـنـظر مـی رسـد. در ایـن شـرایـط رادیـو را روشـن و سـعـی کـنید که به موضوع دیگری غیر از تـرافـیک فکر کنید. اگر صدای اتومبیلهای دیگر شما را آزار می دهد، پنجره ها را ببندید.
3- شیئی را فشار دهید
معمولا" فشردن چیزی با دسـت بـاعـث کاهـش استرس و دغدغه خاطر می گردد. شما می توانید مثلا" یک حلقه تقویت کننده مچ دست بهمراه داشته باشیدو هنگام استرس آن را در دست خود فشار دهید.
4- سخت نگیرید
وقتی بدلیل موضوعی دچار استرس میـشـوید، از خـودتـان سؤال کنید که آیا آن موضوع اینقدر اهمیت دارد که بخاطرش دچار پریشانی شوید. واقعیت این است که اکثر مسائل روزمره که باعث ایجاد استرس می گردند تهدیدی برای زندگی بشمار نمیایند مگر اینکه مربوط به اموری از قبیل خانواده یا سلامتی افراد باشند. هرگـاه احـساس کـردید جلسه امروز آنطوری که انتظار داشتید نتیجه نداشته و یا متـوجـه لـکـی روی لبـاسـتـان شدید، دچار پریشان خاطری نگردید. اینها مسائل تعیین کننده زندگی نبوده و باعث بروز فاجعه نمیگردند.کمی راحت تر گرفتن موقیعتها باعث کاهش سطح استرس و فشارهای روانی ناشی از آن در شما میشود.
5- نفس عمیق بکشید
تنفس بجز داشتن اثرات حیات بخش میتواند در آرام نـمودن شما نیز بسیار موثر باشد. هنگام استرس نفس عمیق کشده و خود را از لحاظ جسمانی و روانی آرام کنید.
بدون استرس زندگی کنید!
+ نبایدها درتربیت
وقتی کودک آشفته است ، با او در مورد مسایل پیچیده صحبت نکنید.
وقتی کودک ناراحت است ، یا روز واقعأ بدی داشته مسایل دشوار را به میان نکشید.
نصیحت یا مؤعظه نکنید. مراقب آهنگ کلام خود باشید.
از کودک سؤالات خیلی مستقیم نپرسید. به او اجازه بدهید سؤالات خود را بپرسد.
به کودک اطمینان کاذب ندهید. به او دروغ نگویید.
دیگران را مقصر قلمداد نکنید. مثلاٌ در جریان جدایی یا طلاق والد دیگر را محکوم نکنید.
اگر کودک خیلی لجباز یا عصبانی شده است، بحث را ادامه ندهید.

